حسادت اغلب از حسادت بیزار، اما خواسته و ناخواسته با آن درگیریم، رنجی که ریشه در مقایسه دارد. مقایسه هایی که گاها ناشی از عدم شناخت ما از خود و امکانات هستند. برای درگیر نشدن با حسادت باید روند مقایسه قطع گردد.   ما هر چه هستیم، هستیم. این بودش برای ما باید عزیز و قابل احترام باشد و مقایسه خود با دیگران به شدت خطا است. اینکه میخواهیم چیز دیگری باشیم و یا رویای امکانات دیگران را در سر میپرورانیم، جدای خطا بودن، با حسادت کردن به دیگران بدست نمی آید. البته حسادت محرکی برای تلاش است اما آنچه از دل مقایسه و نفرت و نهایتا حسادت بیرون آید نه اصیل است نه پایدار.

با ذکر این مقدمه به موضوع اصلی میپردازیم. و آن احساس خود ملامت گری بابت حسود بودن است، اگر توجه کنید، عرف حسادت را مذموم میشمارد اما از طرف دیگر رقابت را تشویق میکند.   بنابر این افراد همواره در کشاکش رقابت با یکدیگر دچار حسادت شده و بین تصویر نامطلوب حسود بودن و تصور مطلوب حسود نبودن از خود بسر میبرند. آنچه در این میان شکل میگیرد خوراک کافی برای ایجاد تضاد و ضدیت با خود است که ناخواسته در اختیار فکر وراج قرار میدهیم. فکری که آماده کشیدن پای ما به هر بهانه به پای میز دادگاه خیالی ملامت است.

بنابر این اگر دچار حسادت شدید، لااقل درگیر چرا من حسود هستم و نباید باشم، نشوید. این موضوع در مورد ملامت بعد از خود ارضایی، ترسو بودن، خساست، هالو فرص شدن و یا موفق نبودن...... نیز صدق میکند. آنچه هستید را پذیرا باشید و با آن نجنگید، حاصل جنگ بین من های خیالی تان اضطراب و بیقراری و انعکاس بیرونی آن بدخلقی و خشونت است.

https://telegram.me/vahidjafari1365

روانشناسی نوین

وحید جعفری