تا پاکم نکردی خاکم نکن
تا پاکم نکردی خاکم نکن
: وقتی از غصه هایم
نالیدم به جای نوازش دیدن در پیچک خود غلتیدم
تو که خدایی چرا از یادهایمان جدایی
ما بی معرفتان به کنار
: چرا تو خود سویمان نیایی
بگیرانمان نمیران وجدانمان
: در سکوت شب چه حسرتها که در دل ندارم
: کمی اهسته تر بران
: لالایی های دنیا ارام ارام
: سنگی سنگ ها دلهایمان
: رنگ رنگیها سیرتهایمان
: را گرفت
من را از من گرفت
چه نا عادلانه
چه بی رحمانه
: داری گوش میدی؟
: لحظه به لحظه هایم را ارام گردان
: چه خواهم از تو جز این اغوش ارام
نه دریایت را نه ابی اسمانت نه زلال چشمه هایت نه قطرات شبنم را نه نوای بلبلان بر بطنت را
: کمی ارامتر بران من از خود واهمه دارم
ای ارحم الراحمین
: دعاهای این شبهایمان
: نه مال است نه جان
: فقط کمی اهسته تر بران
: من از روزها وشب های بی قراری
: واهمه دارم
ان کورها و کرها ولال ها زیر سقفی مان یک درد دارند
: وما بینایان وشنوایان و سخنوران هزار درد
: چه تدبیری و چه تعبیری دارد این سکوت هایت
: ارامم کن
: مگر از تو چه خواهم
: یا نوری بیافکن یا که توری
: اقیانوس های ناارام سرد است ووحشی
: قسم به این شبها که خواب را از چشمان ترم حرام کرده
: جز تو خدایی نیست مرا
: کنارم باش ارامم باش
: تقدیم به تمام وجدانهای بیداری که بیماریهای دنیا
: روحشان را به ذلت وخفت خواری
: به اسارت نبرد
: مردی وجودشات پاکی سلوکشان کثیفی های دنیا لکه دار نکرد
واقعیت من در جهان هستم