هر از گاهی دوستدارم بنویسم"هر از گاهی دلم میگیرد
دوست دارم برایش نامه بنویسم
برای او که خدای من است
خدای قشنگ
اینجا زمین است
از:وحید
به :پروردگار جهانیان
موضوع:دلتنگی های دوباره
سلام وقت بخیر خسته نباشی از امورات جهان
(یکسال دیگر هم تقاص لذت سیب سرخ هوایت را پس میدهم خیالی نیست)
میدانم که برای صحبت کردن با تو نیازی به نامه نگاری نیست میدانم که ناگفته هایم را میدانی میدانم که سخت گرفتاری میدانم که دیر به دیر سراغت را میگیرم یادم دادی
برای صحبت کردن با تو نیازی به زبان ندارم هیچ کس بین من و تو نیست اینها را خودت به من یاد دادی وقتی که داشتم میمیردم تو نجاتم دادی من تو را حس کردم جز تو خدایی ندارم نمیدانم که تا کی مهلت زندگی دارم بزرگترین و سخت ترین نوع زندگی تجربه کردن است زندگی معلم قهار وماهریست که اول امتحان میکند سپس درس میدهد
یاد گرفتم تنهایی بی وفا نیست چه میدانستم
قلب ها بی خبر از عاطفه اند
چه میدانستم تن باغچه ها پر از عریانیست
من چه میدانستم اینجا کعبه شان سنگیست
دیوارها سایه ای از کور رنگیست
من از آن شب چه میدانستم
وعده صبح سپید پوچ وتهیست
با نگاهت هیچ چشمی همراه نیست
چه میدانستم زندگی
از سرآغاز خودش آگاه نیست
اینها را میدانم
میدانم که گوشهای تو از این حرفها پر است
میدانم بهترین لالایی سکوت توست این حرفهایست که مادرم به من هیچ گاه یاد نداد
وقتی کنارم هستی حرفهای قشنگی دارم این احساس قشنگ هدیه توست به من چه
قدر مهربانی
من تورا دوست دارم.
یاد گرفتم حضور هیچ کس در زندگی بی دلیل نیست یاد گرفتم تا تکامل راه بسیار است
یاد گرفتم رفتن به معنی رسیدن نیست یاد گرفتم اهلی شدن وحشی نبودن نیست
یاد گرفتم طلب عشق از هر بی سر وپایی نکنم یاد گرفتم زمین جای قشنگی نیست یاد گرفتم زمین خوردن به معنی شکست نیست
یاد گرفتم وقتی طعنه میخورم بخندم
یاد گرفتم در مقابل فریادها سکوت کنم ودر مقابل سکوت فریاد
زمین جای قشنگی نیست
هنوز بین من وانچه که تو از من خواستی فاصله بسیار است.
یکبار دیگر مهلت زندگی ام ده...
شاید اینبار....
خدایا امیدوار باش....
بزن تا شاید اینبار قشنگ برقصم برایت..