نمیدانم چرا سقف اسمان شهرمان اینقدر کوتاه شده نمیدانم چه بر سرمان امده نمیدانم چرا رویاهایمان همیشه در حسرت میماند نمیدانم چرا دعاهایمان از سقف بالاتر نمیرود نمیدانم حادثه ها کجا کمین کردند نمیدانم ولی خوب میدانم یکی هست که از جنس ما نیست یکی هست که هوایم را دارد من او را لمس کردم میان این همهمه های وحشی.