چگونه فراموش نکنیم؟
بعضی اشخاص خود را کم حافظه می دانند و همیشه از ضعیف بودن حافظۀ خود شکایت می کنند. این افراد همیشه کارهای روزانۀ خود را با بی اعتمادی نسبت به خود انجام می دهند و به خود تلقین می کنند که باید مسائل و مطالب را به فراموشی بسپارند. این واقعیت وجود دارد که انسان بعضی چیزها را فراموش می کند و البته باید فراموش کند و فقط آنچه را که می خواهد به خاطر بسپارد. باید بدانید که حافظه ناگزیر از فراموشی است. وقتی شما مطلب جدیدی را یاد می گیرید، قسمت اعظم آن را تا پایان روز از یاد خواهید برد. فراموشی دقیقا ً نقطۀ مقابل حافظه است. متأسفانه به دنبال هر یادگیری، فراموشی اجتناب ناپذیر است. آیا تاکنون فکر کرده اید که فراموشی چگونه اتفاق می افتد؟ و یا چگونه می توان از میزان فراموشی ها کاست؟ در این مقاله درباره این موضوع به بحث می پردازیم، باشد تا مورد توجه خوانندگان محترم واقع شود...
● سیر فراموشی
در ارتباط با تعریف فراموشی نظریه های مختلفی ارائه شده که به اهم آنها اشاره خواهیم کرد:
● نظریۀ کم رنگ شدن و یا نظریۀ زوال
این نظریه می گوید اگر شما از اطلاعات ذخیره شده در حافظه استفاده نکنید، پس از مدتی قادر به بازخوانی دوبارۀ آنها نخواهید بود چرا که سیر استفاده از این اطلاعات به دلیل عدم استفاده کم رنگ خواهد شد. به عبارتی مسیر اطلاعات ورودی به مغز مثل جا پای شما هنگام عبور از زمین نرم و چمنزار است، چنانچه بطور مداوم از این مسیر عبور نکنید، پس از مدتی باران جای پای شما را خواهد شست و مسیر قبلی مشخص نخواهد بود. به همین طریق اطلاعاتی که به یاد گرفته می شوند، امّا هرگز مورد استفاده واقع نمی گردند، از حافظه پاک می شوند. این نظریه به نظر منطقی می آید. مثلا ً وقتی که فرد می گوید: « من در دبیرستان که بودم مسائل جبر را به خوبی حل می کردم امّا اکنون که به دانشگاه آمدم پس از مدتی قادر به حل مسائل جبر نیستم و... » امّا به دو نظریۀ دیگر نیز دقت کنید چرا که آنها با این نظریه تطبیق زیادی ندارند.
● نظریۀ بازخوانی: « من می دانم آن یک جائی همین نزدیکی هاست! »
برخلاف نظریۀ قبلی، بعضی از روانشناسان اعتقاد دارند وقتی که یک ایده یا نکته به طور کامل یاد گرفته می شود، تا آخر عمر در حافظه باقی می ماند. با توجه به این نظریه، فراموشی به علت عدم به یادآوری مطالب ذخیره شده است نه به علت پاک شدن اطلاعات قبلی. اطلاعاتی که فراموش شده اند، احتمالا ً به علت عدم سازماندهی و طبقه بندی مناسب آنها در حافظه، و با استفاده از نشانه های اطلاعاتی نامناسب است. به هر علت که باشد، در هر صورت، شما از یادآوری اطلاعات از قبل ذخیره شده در حال حاضر ناتوان هستید امّا به خاطر داشته باشید که باز آموختن مطالب فراموش شده کمتر از فراگرفتن برای اولین بار وقت می گیرد ولو اینکه این کار پس از چند سال عدم استعمال اطلاعات مربوطه صورت بگیرد.
▪ هنگامی که در حال به خاطرسپاری مطالبی هستید:
ـ آنها را به روشی منطقی سازمان دهی و طبقه بندی کنید.
ـ آنها را به حقه ها یا نشانه های اطلاعاتی مناسب به حافظه بسپارید.
ـ با استفاده از روشهای شرح مطلب، تجزیه و تحلیل اطلاعات و ارتباط دادن آنها با اطلاعات قبلی، آنها را بهتر به خاطر بسپارید.
● نظریۀ مقابله: « جنگیدن برای نقطۀ هدف »
طبق این نظریه، محدودۀ مشخصی برای حافظه در مورد اطلاعات جدید و اطلاعات قدیمی وجود دارد. بنابراین اطلاعات قبلی ذخیره شده در حافظه گاهی بازخوانی و یادآوری نخواهند شد چرا که اطلاعات جدید ذخیره شده جای آنها را در حافظه گرفته است. این نظریه درست مثل کتابخانه ای با فضای جدید است که در صورتی که تمایل به اضافه کردن کتابی جدید به آن داشته باشید، باید یکی از کتابهای قدیمی قطعا ً از قفسۀ کتابها خارج شود تا جای آن را کتاب جدید بگیرد بنابراین اطلاعات جدید جهت اشغال مکان یا نقطۀ اطلاعات قبلی با آنها به مقابله برخاسته تا آنها را خارج کرده و خود جای آنها قرار گیرد.
● نظریۀ مقابلۀ فعال: « سرفه در عرض آتش »
تصور کنید که شما سه مطلب را در سه زمان مختلف یاد گرفته اید. مثلا ً
۱) قدیمی تر: فتوسنتز شامل سلسله مراحلی است که طی آن گیاه، نور خورشید را گرفته و با استفاده از آن از مواد شیمیائی، مواد غذائی تهیه می کند.
۲) بین زمانهای قدیمی و جدید: فتومیکروگراف عکسی است که از تصاویر میکروسکوپ تهیه می شود.
۳) جدیدتر: فتوتروپیسم، حرکت گیاهان به سمت نور را می گویند. با توجه به این نظریه: شما مطلب دوم را که بین زمانهای قدیمی و جدیدتر فرا گرفته اید، به سرعت فراموش خواهید کرد چرا که به وسیلۀ اطلاعات قدیمی تر و جدیدتر مورد تهاجم واقع خواهد شد. بنابراین هنگام مطالب جدید، مطالبی که بین دو زمان فرا گرفته شده اند از روبرو و پشت سر، مورد حمله قرار گرفته و دچار فراموشی خواهند شد.
● نظریۀ مقابلۀ واکنشی: « هرچه را دوست نداری بیرون بریز!»
با توجه به گفته های این نظریه، دیدگاه کلی شما نسبت به مطالبی که فرا می گیرید، نقش اساسی را در یادآوری آنها بازی می کند. مطالبی را که مربوط به موضوعاتی می شوند که شما علاقه و توجهی به آنها ندارید و یا به نظرتان خسته کننده بوده و یادگیری آنها دشوار است، به سختی به یاد خواهید آورد. این نظریه می گوید نگرش، اثر قابل توجهی بر آنچه شما می توانید یاد گرفته و به خاطر آورید دارد. با ارزوی موفقیت وحید...
واقعیت من در جهان هستم